ویژگی رسانه ها در عصر جهانی شدن
جهانی شدن که بدون تردید، حاصل پیشرفت تکنولوژی وسایل ارتباط جمعی است،
کمتر از آنکه در این زمینه مورد توجه قرار گیرد، بیشتر مفهومی اقتصادی
یافته است ودانشمندان وجامعه شناسان از منظر اقتصادی آن بیش ازهرچیزی دیگر
سخن می گویند. حتا رسانه های گروهی جدید نیز که خود حاصل این فرایند هستند،
کمتر به مفهوم فرهنگی ورسانه یی آن می پردازند وبیشتر بازتاب های اقتصادی
آن را درحوزه های مختلف مورد توجه قرار می دهند. در بعد اقتصادی، بحث
وبررسی چالش بزرگ جهانی شدن بسیار ساده است شماری استدلال می کنند، این
فرایند شکل پیشرفته ی کاپیتالیزم است وکاپیتالیزم همانگونه که تاکنون در
عمل نشان داده است، در متن خود برتکاثر ثروت در نزد معدودی افراد، گروها
وکشورهای سرمایه دار می افزاید وسایر افراد، گروها وکشورها، ثروت اندکی را
که دارند از دست می دهند ودر نهایت فقیر فقیرتر ودارا داراتر می شود.
شماری از اقتصاددانان معتقدند، که این استدلال در نظام های اقتصادی مورد
قبول است، ولی از سوی دیگر جهانی شدن جهانی یکپارچه بوجود خواهد آورد که در
آن فرصت های برابر برای همه کشورها وجود خواهد داشت.
حال جدا از بحث اقتصادی با اندکی تأمل می توان خاست واقعی جهانی شدن راکه پیشرفت تکنولوژی، بویژه تکنولوژی ارتباط جمعی است، حاصل همین عنصر دانست. باذکر این مقدمه که جهانی شدن فرایندی نو وتازه نیست وجهان همیشه به سوی آن حرکت کرده است، با این تفاوت که در گذشته این حرکت کند بوده ولی اکنون سرعت گرفته است، به اختراع چاپ وتأثیر گذاری آن در این فرایند متیوان از آن به عنوان یک مصداق اشاره کرد. زمانی که تکنولوژی چاپ اختراع شد،جهشی بزرگ وعمده در حوزه ی ارتباط جمعی بوجود آمد. در واقع شکل اولیه ارتباط ، در سویی که مخاطب قرار داشت، به شکل انبوه در آمد. این نوع ارتباط بعدها با اختراع تلگراف، رادیو وتلویزیون وسیعتر شد تا اینکه در قرن بیستم تکنولوژی بزرگراههای ارتباطی شکل گرفت وحالا که این تکنولوژی ارتباطی جهان را چنان به هم ارتباط داده است که میتوانیم بگوییم در بخش وسایل ارتباط جمعی، جهانی شدن عینیت یافته است.
لازم به یاد آوری است گه زمانی وسایل ارتباط جمعی تنها در محدوده ی مرزهای جغرافیایی فعال بودند، این محدودیت وظایف ویژه ی را به آنها تحمیل می کرد ولی امروز که این وسایل مرزها را شکسته اند وبه مفهومی صحیح کلمه جهانی شده اند، وظایف جدیدی پیش رودارند که مدیران و سردبیران باید به آن آگاه باشند. چراکه این وسایل را تعریف می کند وهم بر آمده از شکل کار این رسانه ها است. به این نتیجه می رسیم که تعریف اقتصاددانان از جهانی شدن، یعنی یک قطبی شدن ویکپارچه شدن جهان، در زیرساخت های فرهنگی جامعه جهانی نیز معنا ومفهومی مشابه دارد ورسانه های متعلق به ملت های مختلف که به فرهنگهای گوناگون تعلق دارند، باید هوشیاری خود را حفظ کنند و کشور هایی که به تکنالوژی پیشرفته روز کمتر دسترسی دارند، از در انزوا قرار گرفتن و تحلیل رفتن خود جلوگیری کنند.
قابل یادآوری است که در فرآیند جهانی شدن، برخی از فرهنگ ها به کمک تکنولوژی پیشرفته ی ارتباطی هجوم گسترده ای را به سایر فرهنگ ها برده. این هجوم ، ادبیات ، مذهب و حتی شیوه زندگی مردم کشورهایی را که کمتر به تکنولوژی پیشرفته دسترسی دارند تحت تاثیر قرار می دهند. به عبارتی دیگر شماری از فرهنگ ها تاثیر گذار و شماری دیگری تاثیر پذیر می شوند و هم چنان که فرآیند میان جهانی شدن رو به تکامل می رود، فرهنگ های تاثیر پذیر در فرهنگ های تاثیر گذار حل می شوند و فرهنگ های غالب در یکدیگر ادغام شده، در نهایت یک فرهنگی بر سراسر جهان حاکم می شود.
حکومت یک فرهنگی بر سراسر جهان زمانی می تواند مثبت ارزیابی شود که بر گرفته از ویژگی های فرهنگ های مختلف باشد و به صورت تک بعدی به جهان حاکم نشود. با اعتقاد بسیاری از صاحب نظران ، گر چه نمی توان از واقع شدن جهانی سازی جلوگیری کرد ، ولی می توان به شکل آن تاثیر گذار بود. این تاثیر گذاری که هم چنان که اشاره شد ، به کمک وسایل ارتباط جمعی میسر می شود . این وسایل و بررسی و شکافتن عناصر مختلف فرهنگ های خودی و بیگانه می توانند فرایند انتخاب را برای مخاطبان خود در جهت آگاه شدن آنان تسهیل کنند. دراین رهگذر ملت ها با استفاده از سازمانهای جهانی باید شرایط به وجود آورند که ناچار به پذیرش تحمیل های قوی نشوند.
نکته حائز اهمیت در این مقوله قدرت هنجارهای فرهنگی است که از نگرانی می کاهد و ذکر این ضرب المثل که روم یک شبه ساخته نشد یعنی این که رفتار های جوامع مختلف یک شبه شکل نگرفتندکه به سرعت از بین بروند. نتیجه نهایی بحث به اینجا می رسد که تکنولوژی جدید ، در ارتباط جمعی با توجه به جهانی شدن نوع جدیدی از کار رسانه ای را پیش روی کارکنان این بخش می گذارد که به طور کامل متمایز از گذشته و حال است . کسانی که در شیوه جدید شناخت عمیق پیدا کنند موفق خواهند شد. اصل اولیه این شناخت بر این امر استوار است که مخاطبان امروز و فردای وسایل ارتباط جمعی، مخاطبان دیروز نیستند و باید ساز و کار های تازه ای برای مطبوعات و رادیو تلویزیون چه در چهره عنعنوی چه در چهره الکترونیکی اندیشید.
حال جدا از بحث اقتصادی با اندکی تأمل می توان خاست واقعی جهانی شدن راکه پیشرفت تکنولوژی، بویژه تکنولوژی ارتباط جمعی است، حاصل همین عنصر دانست. باذکر این مقدمه که جهانی شدن فرایندی نو وتازه نیست وجهان همیشه به سوی آن حرکت کرده است، با این تفاوت که در گذشته این حرکت کند بوده ولی اکنون سرعت گرفته است، به اختراع چاپ وتأثیر گذاری آن در این فرایند متیوان از آن به عنوان یک مصداق اشاره کرد. زمانی که تکنولوژی چاپ اختراع شد،جهشی بزرگ وعمده در حوزه ی ارتباط جمعی بوجود آمد. در واقع شکل اولیه ارتباط ، در سویی که مخاطب قرار داشت، به شکل انبوه در آمد. این نوع ارتباط بعدها با اختراع تلگراف، رادیو وتلویزیون وسیعتر شد تا اینکه در قرن بیستم تکنولوژی بزرگراههای ارتباطی شکل گرفت وحالا که این تکنولوژی ارتباطی جهان را چنان به هم ارتباط داده است که میتوانیم بگوییم در بخش وسایل ارتباط جمعی، جهانی شدن عینیت یافته است.
لازم به یاد آوری است گه زمانی وسایل ارتباط جمعی تنها در محدوده ی مرزهای جغرافیایی فعال بودند، این محدودیت وظایف ویژه ی را به آنها تحمیل می کرد ولی امروز که این وسایل مرزها را شکسته اند وبه مفهومی صحیح کلمه جهانی شده اند، وظایف جدیدی پیش رودارند که مدیران و سردبیران باید به آن آگاه باشند. چراکه این وسایل را تعریف می کند وهم بر آمده از شکل کار این رسانه ها است. به این نتیجه می رسیم که تعریف اقتصاددانان از جهانی شدن، یعنی یک قطبی شدن ویکپارچه شدن جهان، در زیرساخت های فرهنگی جامعه جهانی نیز معنا ومفهومی مشابه دارد ورسانه های متعلق به ملت های مختلف که به فرهنگهای گوناگون تعلق دارند، باید هوشیاری خود را حفظ کنند و کشور هایی که به تکنالوژی پیشرفته روز کمتر دسترسی دارند، از در انزوا قرار گرفتن و تحلیل رفتن خود جلوگیری کنند.
قابل یادآوری است که در فرآیند جهانی شدن، برخی از فرهنگ ها به کمک تکنولوژی پیشرفته ی ارتباطی هجوم گسترده ای را به سایر فرهنگ ها برده. این هجوم ، ادبیات ، مذهب و حتی شیوه زندگی مردم کشورهایی را که کمتر به تکنولوژی پیشرفته دسترسی دارند تحت تاثیر قرار می دهند. به عبارتی دیگر شماری از فرهنگ ها تاثیر گذار و شماری دیگری تاثیر پذیر می شوند و هم چنان که فرآیند میان جهانی شدن رو به تکامل می رود، فرهنگ های تاثیر پذیر در فرهنگ های تاثیر گذار حل می شوند و فرهنگ های غالب در یکدیگر ادغام شده، در نهایت یک فرهنگی بر سراسر جهان حاکم می شود.
حکومت یک فرهنگی بر سراسر جهان زمانی می تواند مثبت ارزیابی شود که بر گرفته از ویژگی های فرهنگ های مختلف باشد و به صورت تک بعدی به جهان حاکم نشود. با اعتقاد بسیاری از صاحب نظران ، گر چه نمی توان از واقع شدن جهانی سازی جلوگیری کرد ، ولی می توان به شکل آن تاثیر گذار بود. این تاثیر گذاری که هم چنان که اشاره شد ، به کمک وسایل ارتباط جمعی میسر می شود . این وسایل و بررسی و شکافتن عناصر مختلف فرهنگ های خودی و بیگانه می توانند فرایند انتخاب را برای مخاطبان خود در جهت آگاه شدن آنان تسهیل کنند. دراین رهگذر ملت ها با استفاده از سازمانهای جهانی باید شرایط به وجود آورند که ناچار به پذیرش تحمیل های قوی نشوند.
نکته حائز اهمیت در این مقوله قدرت هنجارهای فرهنگی است که از نگرانی می کاهد و ذکر این ضرب المثل که روم یک شبه ساخته نشد یعنی این که رفتار های جوامع مختلف یک شبه شکل نگرفتندکه به سرعت از بین بروند. نتیجه نهایی بحث به اینجا می رسد که تکنولوژی جدید ، در ارتباط جمعی با توجه به جهانی شدن نوع جدیدی از کار رسانه ای را پیش روی کارکنان این بخش می گذارد که به طور کامل متمایز از گذشته و حال است . کسانی که در شیوه جدید شناخت عمیق پیدا کنند موفق خواهند شد. اصل اولیه این شناخت بر این امر استوار است که مخاطبان امروز و فردای وسایل ارتباط جمعی، مخاطبان دیروز نیستند و باید ساز و کار های تازه ای برای مطبوعات و رادیو تلویزیون چه در چهره عنعنوی چه در چهره الکترونیکی اندیشید.
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 15:38 توسط علی اصغرمرادی
|